دیروز تولد دخترم بود
عروسک و هدیه تولدشو داخل بادکنک گذاشته بودم

انقدر پرسیدن چجوری اینکارو کردی که
مجبور شدم آموزششو بزارم اینجا

نکات زناشویی محرمانه برای تشنه کردن شوهر و بدون حذفیات

رسوندن شوهر به نقطه جوش
با انجام عشوه گری های زنونه

آموزش تصویری جذب جنس مخالف
از عشق تا خیانت

يه بوسه كوتاه به لباش زدم و خندمو خوردم؛ توي بغلم جا به جاش كردم و موهاش رو به هم ريختم.
چته عزيز دل؟
و با لبخند بهش خيره شدم. سرش رو به سينه ام فشار داد.
سمير چي كار كنيم؟
اين جور مستاصل بودنش باعث خندم مي شد. دستي به روي صورتش كشيدم. صدامو جدي كردم:
هيچي، نگهش مي داريم.
جيغي كشيد و از بغلم بيرون اومد و كنارم نشست. عمدا” نفس داغش رو فوت كرد و آروم گفت:
اگه نگهش داريم شيطوني تا به دنيا اومدنش تعطيله! درسته كه هات بودم، اما هيچ وقت هم اجازه ندادم كه نفسم بهم غلبه كنه! حوله ام رو برداشتم و رفتم سمت در؛ هيچ وقت خوشم نمي اومد كه زنم فكر كنه از اين راه مي تونه از من سواري بگيره.
گفتم: بلند شو تا من يه دوش مي گيرم تو هم اتاق رو جمع و جور كن تا قبل از اين كه بقيه بيان تو هم يه دوش بگيري. عصري هم مي رسونمت خونتون.
با دلخوری گفت: يعني من رو فقط تا وقتي تو تختيم دوست داري؟!
برای ادامه داستان کلیک کنید

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

ارسال دیدگاه جدید

نظرات برای این مطلب بسته شده است.

Sorry, the comment form is closed at this time.

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A
طراحی سایتسئواجاره ویلا و فروش ویلا شمالسرویس و تعمیر کولر گازیاجاره ویلافروش ویلااجاره ویلافروش ویلاویلا شمالویلا زیباکنار